همه دنیا بخواد و تو بگی نه/ نخواد و تو بگی آره تمومه/ همین که اولو آخر تو هستی/ به محتاج تو محتاجی
حرومه/ تو همیشه هستی اما / این منم که از تو دورم/ من که بی خورشید چشمات مثل ماه سوتو کورم/
نمیخوام وقتی تو هستی آدم آدمکا شم/ چرا عادتم تو باشی/ میخوام عاشق تو باشم/ تازه فهمیدم به جز تو
حرف هیشکی خوندنی نیست/ آدما میان و میرن هیشکی جز تو موندنی نیست/ منو از خودم رها کن تا دوباره جون بگیرم/ خسته ام این عقل خسته من میخوام جنون بگیرم.
سلام به همه ی دوستانی که همیشه همراهم بودن و هستن.
اومدم از یک سفر حرف بزنم که باید برم و کلا ۹ روز دیگه در خدمت شما دوستان هستمن. به این خاطر این سفر حدودا ۲۰ماه انتخاب کردم که از این دنیا تکراری و یک رنگ خسته شدم . باید کاری انجام میدادم که حال و روزم عوض بشه.
و مهمتر از همه اینکه خودم بسازم برای روزای سختی که در انتظارمه. باید آدم تازه ی بشم به هرکسی اعتماد نکنم حتی به نزدیکترین آدمای دوروبرم.آدمای که از پشت جوری بهت خنجر میزنن که توان بلند شدنو نداشته باشی.
چون اینارو دیدم این مسافرت انتخواب کردم تا وقت برگشت آدم خود ساخته و آدمی که با عقلش تصمیم به انجام کاری بده.
انقدر حرف زدم که یادم رفت باید ۹ رو دیگه برم خدمت سربازی. آره سفرم اینه که انتخوابش کردم.
و روز هفتم خداوند اندیشید دیگر چه چیزی نیافریده است ؟؟؟
پس تو را برای من آفرید ...
هنوزم يار تنهايم، به ديدار تو مي آيم، باز مي آيم اگر که فرصتي باشد، مجال صحبتي باشد، حرف خواهم زد براي ديدن تو از حادثه ها گذشته ام کفر اگر نباشد اين من از خدا گذشته ام
عذاب اين دريده ها، مرا شکسته بي صدا دستي بکش به زخم من، که از شفا گذشته ام باورم کن، باورم کن، من که با تو صادقم اگه خسته ام، يا شکسته ام، هر چه هستم، عاشقم
منو بشناس و باور کن که خسته ام، خیلی خسته ام، اما هستم تهی ماند و نشد آلوده دستم، من به دنیا دل نبستم
هر چه بلا کشیده ام، من از وفا کشیده ام که از وفاداری این اهل وفا گذشته ام، من از وفا گ
سلام به دوستانه عزیزم شرمنده به خاطر مشکلی که چند وقت همراهم بود نتوانستم آپ کنم و با چند روز تاخیر باید بگم که وبلاگم چند روزی است که وارد ۱ سالگی شده امیدوارم
همچنان با نظر های خوبتان یاریم کنید و کاستی های این ۱ سال به ما ببخشین
ممنون از دوستان گلم
مدیریت وبلاگ: آرشام
چشم پریشان عشق
دلم ز شوق تو هرشب به گریه مهمانی است همیشه چشم پریشان عشق بارانی است ببار بر سر خاک من ای سحاب ببار که ذره ذره ذرات من بیابانی است دمی به ناز نگاهت نواز جان را که سر به سر همه احوال من پریشانی است صفای صورت که وامدار خورشید است به یمن بخشش خورشید ماه نورانی است تو فصل گرمی و من سوز سرد فصل خزان بیا که بی توهوای دلم زمستانی است مباشزار و حزین(آشنا)که رنج گران تورا به قسمت ازین کج مدارا ارزانی است
نشانه های عشق
فکر میکنم که عاشقی دلیل زنده بودن دلیل مهربانی و پاکی و ساده بودنه پایه عشق معرفته عاشقی یک لیاقته نشانه های عاشقی وفا صفا صداقته
روز مبادا
رازهایم را به ستاره ها می گویم شعرهایم را برای تو می خوانم اما اشکهایم را نزد باران بهار به ودیعه می گذارم برای روز مبادا
جملات کوتاه ولی زیبا
خدایا به آنان که ادعای عاشقی تورا دارند بیاموز که بزرکترین گناه شکستن دل آدمیانستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
زندگی سخت نیست ما سختش می کنیم دل هیچکس تنگ نیست ما تنگش می کنیم عشق قشنگ نیست ماا رنگش می کنیم هیچ دلی سنگ نیست ما سنگش می کنیم
ای کاش که رفاقتها نبود یا که در آخر جدایی نبود
غروب ایان خورشید نیست
خیلی سخته که ببینی آهو اسیر چنگال یه شیر شده اما سخت تر اینه که ببینی یک شیر اسیر چشمای یک آهو شده
همیشه قبرستانی در قلبت برای خاکسپاری خطای دوستانت بساز
اگر باد بودم مي وزيدم اگر ابر بودم مي باريدم اگر مهر بودم مي تابيدم اگر خدا بودم مي آفريدم ، تا بداند دوستش دارم
اگر ابر بود به انتظار اشكش مي نشستم اگر مهر بود در پرتوش خود را گرم ميكردم اگر باد بود چون برگ خزان خود را بدستش مي سپردم اگر خدا بود به او ايمان مي آوردم ، تا بداند دوستش دارم
اگر هيچ بود از او ابر سپيدي مي ساختم از او خورشيد با شكوهي بوجود مي آوردم او را نسيم ملايمي ميكردم از او خدايي بزرگ مي ساختم
-تا بداند كه فقط او را دوست دارم
وقتی دلت گرفت بشین به اندازه تمام دلتنگیات گریه کن. برای اینکه کسی اشکاتو نبینه ماهی کوچیکی شو و به ته دریا برو. دیگه نه کسی صداتو می شنوه نه کسی اشکاتو می بینه. حالا فهمیدی چرا اب دریا شووره؟
آنکس که مي گفت دوستم دارد عاشقي نبود که به شوق من امده باشد رهگذري بود که روي برگهاي خشک پاييزي راه مي رفت صداي خش خش برگها همان اوازي بود که من گمان مي کردم ميگويد: دوستت دارم
تاريکي را دوست دارم اگر تو شمعم باشي تنهايي را دوست دارم اگر تو در کنارم باشي مرگ را دوست دارم اگر بيادم باشي تو را دوست دارم حتي اگر بيادم نباشي
سعي كن تنها باشي: زيرا تنها بدنيا آمده اي و تنها از دنيا خواهي رفت. بگذار عظمت عشق را درك نكني: زيرا آنقدر عظيم است كه تو را نابود خواهد كرد. بگذار خانه ي عشقت خالي از وجود باشد: زيرا اگر عشقي در آن منزل كند به ويرانه هاي آن هم رحم نخواهد كرد. اما اگر عاشق شدي: سعي كن تنها يك نفر را دوست داشته باشي
چون دستم بوی گل می داد مرا به جرم گل چینی محکوم کردند ولی کسی فکر نمی کرد که شاید گلی کاشته باشم
عاشقانه ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشاندم و پارو زنان سوي تو فرستادم وقتي به ساحل نگاه تو رسيد تو چشمانت را بستي و قايقم ، غرق شد !...
هفت شهر عشق عبارتند از : شهر اول=نگاه و دلربايي / شهر دوم = ديدار و اشنايي / شهر سوم = روزهاي شيرين و طلايي / شهر چهارم = بهانه و فکر جدايي / شهر پنجم= بي وفايي /شهر ششم = دوري و بي اعتنايي / شهر هفتم = اشک و اه و جدايي.
دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن، دنبال دارايي نرو چون كم كم افول مي كنه ، دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون فقط با يك لبخند ميشه يه روز تيره رو روشن كرد ، كسي رو پيدا كن كه تو رو شاد كنه.